جعفر شهرى باف
105
طهران قديم ( فارسى )
پشم كشت بكنم ! ديگر : چون خر مشترىاى كه زير دست سلمانى بوده صدا به عرعر بلند مىكند و سلمانى ميپرسد چه ميگويد ؟ مشترى جواب ميدهد التماس مىكند وقتى بلند شدم او را جاى خودم ننشانم ! ديگر : سلمانىاى از مشترىاش ميپرسد چند برادريد ؟ مشترى جواب ميدهد اگر از زيردست تو بسلامت بلند شدم چهار و گرنه سه برادريم ؟ و مضامينى از اين قبيل . . . دوم سلمانىهاى دكاندار ، در دو نوع قديمى و جديد ؛ قديمىهايشان با اطلاعات كافى از فرم و وضع سر و ريش درست كردنهاى طرز قديم ، با وجه تمايز خوبى و بدى كار و دست نرمى و دست زبرى موقع صورت تراشى و دلپسند و غير آن واداشتن زلف و ريش و سبيل ، از يكديگر همراه اطلاعات جراحى و قبول كارهاى ختنه و رگ زدن و خون گرفتنهاى از اعضا و رگ و جوارح مختلف و دندان كشيدن و زخمبندى و مثل آن و از تعريفهاى درباره خوبهايشان اينها كه مثلا زير تيغ استاد حسن يا استاد فلان آدم خوابش ميبرد و فلان كس كه صد جور زلف و ريش بلد است درست بكند ، و از ختنهى فلان نگو ، كه سر هفته خوب مىشود و نشترش را كه آدم حالى نميشود ، و يا فلانى كه از خوبى و بلدى سر همه بچه اعيانها و پسر حاجىها زيردست او درست مىشود ، و از طبابت و جراحيش يكى اين كه يك مرهمش به دومى نميرسد و از رگ زدنش كه آدم نميفهمد و دندان كشيدنش را كه ملتفت نميشود كى دندان را از دهنش بيرون ميآورد و واقعا هم كه بعضى از آنها تعريفشان با هنرشان صدق مينمود كه از آن جمله يكى همين استاد حاجى سلمانى بازارچهء پاچنار بود كه در رگ زدن و ختنه و دواى كچلى اعجاز مينمود . معلومات ديگرشان البته رگ زدن اين سلمانىها با رگ زدن دلاكهاى حمام كه فقط خون از تن مشترى كم ميكردند فرق مينمود كه اين دسته بايد علاوه بر خوب زدن نشتر كه درد و ناراحتى حال و بعدى نداشته باشد ، ديگر شرايط كار را هم از نظافت و دانستن احوال بيمار در ضعف و قوت و اندازهى گرفتن خون در هر مرض و مانند آن را هم دانسته تقريبا نيمه طبيب بوده باشند ، از آنجا كه در آنزمان عمدهء كار طبابت خون گرفتن بود كه از سر تا پا ، هر نوع مرض كه از غلبهى